تبليغاتX
1ستاره به نام سها


1ستاره به نام سها

سها

º º º LöLy & PôP º º ...
نوشته شده در چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 3:57 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

چه دليلي داره زنده بودن .
وقتي كسي رو نداري براي پرستيدن .
وقتي دلي نداري براي سپردن .
حتي تني براي زخم خوردن .
چه فايده داره نفس بي هم نفس كشيدن .
اشك چه ارزشي داره وقتي شونه هايي رو كه سال ها چشم به راهش بودي و نداشتن .
چه فايده داره چشم هات وقتي نتوني زيبايي ها رو ببيني
زماني كه دليل زيبا ديدن و نداشتن .
آه بلندي مي كشم و با فرياد ميگم
خدا ياااااااااااااااااااااااااااااا
چرا

نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 10:58 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

ماه من نمیدانم چرا آسمان دلت ابری هست شاید کسی رو میخواییی که بیاد و ابرهای روی

 قلبت رو پاک کند . میخوایی من بیام به جای تو پاک کنم قول میدم خوب ، خوب پاکش کنم ،

هیچ لکه ای بر روی قلبت نباشه و میشه ازت یه خواهشی بکنم میشه کلید قلبت رو بهم بدی

 چون میخوام برای همیشه در قلبت باشم و بمونم  هیچ کس رو تو قلبت نذارم . چون میخوام

 که قلبت برای همیشه مال من بشه و تا ابد

نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

Tamoome Eshgh
نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 10:51 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

عشق یعنی:

          کم شدن در کوی دوست

                                    هر چه در دل آرزوست

 

                                                              یک تبسم یک نگاه

                                                                                   تکیه گاه و جان پناه 

نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 10:47 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 10:41 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

Eshghe abadi - Eshgh chist??
نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 10:39 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

love
نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 10:55 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

This is love
نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت 10:49 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در سه شنبه 5 آبان1388ساعت 1:45 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

من با عشق به تو تنها به میعادگاهم می آیم ، اما این من ، در ظلمت کیست کنار می آیم تا از او دوری کنم ، اما نمی توانم از او بگریزم ،
نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

 

کاغذام همه تمام شد قلمم رنگی نداره همه اهنگها رو ساختن سازم اهنگکی نداره همه راهها رو رفتن شب رو پشت سر بذارم اما اخر نتونستم دلت رو بدست بیارم کا ش میشد یتونی پیش من بمونی اما دلم میلرزید وقتی میدیدمت کاش میشد بتونی پیش من بمونی تو صدام میلرزید وقتی میدیدیمت تو رو داشتن ارزوم بود اما قسمتم نبودی هر جا رفتی به سلامت میمیرم بی ت وبه زودی تویه کوچه های قلبت کاش بودم عابری ساده اره عشاقم نبودی مثل من واست زیاده کاش میشد بتونی پیش من بمونی اما دلم میلرزید وقتی میدیدمت کاش میشد بتونی پیش من بمونی تو صدام میلرزید وقتی میدیدیم

نوشته شده در دوشنبه 6 مهر1388ساعت 2:26 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 10:19 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

 
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 8:14 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

nemikham ghalbe tobasham ke ba har etefaghi besh kanam mikham rohe to basham ke tanha lahze marg az to jodasham.
نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 3:5 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

96970_QBSJXLLOSGYOEGI.jpg
نوشته شده در یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 2:3 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

1236625867_candle.jpg

اگر به خانه ی من آمدی
برایم مداد بیاور مداد سـیــاه
می خواهم روی چهـــره ام خـط بکشـم
تا به جــــرم زیبایی در قـــــفس نیفتم.

یک ضربـــدر هم روی قلبـــم تا به هوس هم نیفتم !
یک مداد پاک کن بده برای محـو لـب ها
نمی خواهم کسی به هوای سرخیشان ، سیاهم کند!


یک بیلـچــه، تا تمام غرایز زنـــانه را از ریشــه در آورم
شـــخم بزنم وجودم را ...بدون اینها راحت تر به بهشـت می روم گویا!


یـک تیــغ بده؛ موهایم را از ته بتراشم سرم هوایی بخورد
و بی واسطه روسری کمی بیاندیشم !

نخ و سوزن هم بده، برای زبانـــــــم
می خواهم ... بدوزمش به سق
… اینگونه فریادم بی صداتر است!

قیچی یادت نرود
می خواهم هر روز اندیشه هایم را سانســــور کنم !

پودر رختشویی هم لازم دارم
برای شستشـوی مغزی
مغزم را که شستم ، پهن کنم روی بند
تا آرمانهایم را باد با خود ببرد به آنجایی که عرب نی انداخت
می دانـــی که؟ بایــد واقع بیـــن بود !


صدا خفه کن هم اگر گیر آوردی بگیر
می خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب
، برچسب فاحشـــه می زنندم
بغضم را در گلو خفه کنم!

یک کپی از هویتــــــــــم را هم می خواهم
برای وقتی که خواهران و برادران دینی به قصد ارشاد
، فحـــــش و تحقیر تقدیمم می کنند !


تو را به خدا....اگر جایی دیدی حقــی می فروختند
برایم بخر ... تا در غذا بریزم
ترجیح می دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !


و سر آخر اگر پولی برایت ماند
برایم یک پلاکــــــــارد بخر به شکل گردنبند
بیاویزم به گردنم....و رویش با حروف درشت بنویسم:


من یـک انسانم

من هنوز یک انسـانم

من هر روز یک انسانم
نوشته شده در پنجشنبه 5 شهریور1388ساعت 3:45 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

Love.jpg
نوشته شده در جمعه 30 مرداد1388ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

I_love_you.png
نوشته شده در جمعه 30 مرداد1388ساعت 6:40 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

 

  عشق یعنی خاطرات بی غبار

دفتری از شعر و از عطر بهار

عشق یعنی یک تمنا  یک نیاز

زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

عشق یعنی چشم خیس مست او

زیر باران دست تو در دست او

نوشته شده در جمعه 30 مرداد1388ساعت 6:26 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |


Design By : Night Skin