تبليغاتX
1ستاره به نام سها


1ستاره به نام سها

سها

نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 2:7 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 2:5 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

Ta ra neh ha
نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

Ta ra neh ha
نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

Ta ra neh ha
نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 2:3 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

زندگي...!

نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 2:3 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

گر همسفر عشق شدي...!

نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 2:3 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

یادش بخیر ...چه روزگار خوشی با هم داشتیم...!حیف زود تموم شد...!

نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 2:2 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

باران
نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 2:1 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 2:0 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

اشک زمانی زیباست که برای عشق باشد

عشق زمانی زیباست که برای تو باشد

تو زمانی زیبایی که برای من باشی

نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

اشک زمانی زیباست که برای عشق باشد

عشق زمانی زیباست که برای تو باشد

تو زمانی زیبایی که برای من باشی

نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

اشک زمانی زیباست که برای عشق باشد

عشق زمانی زیباست که برای تو باشد

تو زمانی زیبایی که برای من باشی

نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 1:57 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 1:28 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

 السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين (ع) .........
نوشته شده در شنبه 19 اسفند1385ساعت 12:53 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |


دختري مي رفت ، پسري او را ديد و دنبال او روان شد . دختر پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ پسر گفت : برتو عاشق شده ام . دختر گفت : برمن چرا عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . پسر از آنجا برگشت و دختري بدصورت ديد ، بسيار ناراحت شد و باز نزد دختر رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ دختر گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟

 

نوشته شده در پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 1:53 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

همين روزا ميان دست گيرت مي کنن دست بند به دست ميان مي برنت جزئيات جنايت هنوز مشخص نيست اما .....اثر انگشتت روي قلب شکستم مونده

نوشته شده در چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت 6:51 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

غربت ديرنه ام را با تو قسمت مي کنم تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي کنم رفتي و با رفتنت کاخ دلم ويرانه شد من در اين ويرانه ها احساس غربت مي کنم

نوشته شده در چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت 6:50 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |


Design By : Night Skin