1ستاره به نام سها
سها
که گویند زندگی جنگ است ياد آن روز که درصفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم و باکيش رخت مات شدم اهل زمين و آسمان خون گر يه کردند ((شب باوران تيره دل از قعر پندار ره بر عبور حضرت خورشيد بستند خنجر به کف از کوره راه غربی کفر در شاهراه شرقی ايمان نشستند از نسل ابليس لعين بودند آيا؟ کان رشته های عهد ديرين را گسستند اينان از آنرو مهر را در خون نشاندند تا نسل ها دانند که اينان شب پرستند می خواستند از مرتضی نامی نماند مرغ عدالت ديگر آوازی نخواند يا رب زبان شعر من گر ناتوان است



| Design By : Night Skin |



