تبليغاتX
1ستاره به نام سها


1ستاره به نام سها

سها





نوشته شده در دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 9:9 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

هر وقت دلم برات تنگ می شه میام پشت قلبت هی در می زنم پس هر وقت قلبت می زنه بدون دلم برات تنگ شده
نوشته شده در دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 9:5 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

شب را دوست دارم به خاطرتاریکی بی انتهایش،ماه زیبایش،ستارگان



درخشانش،دوستت دارم به خاطر تمام لحظه هایی که به انسان برای



فکرکردن تقدیم می کندبرای دوست داشتن دیگران شب را دوست دارم



وبه این خاطرکه همه خوبها،بدها،زیباها،زشتها،سردها،گرمها،



بزرگهاوکوچکها درنگاه زیبای سیاه چشمانش به یک اندازه است وتورا



دوست دارم به خاطر بی کران آرام سیاه چشمانت
نوشته شده در دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 4:21 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

آخرین حرف دل ....

امروز همه عاشقان را رها کردم و بسوی تنهایی پر کشیدم

امروز قلب های تکه تکه ی عاشقان برایم گریستند و چشمانم

از خیسی اشکانم پر شد امروز گل سرخم را پرپر کردم تا نشانی از عشق نماند .

شقایق ها را دسته دسته از باغ مهربانی برچیدم

و در غم تنهایی ام گریستم . امروز غروبی آمد و عشق را برای همیشه

از قلبم برچید و با خود برد و طلوع غریبی را برایم به ارمغان آورد . امروز

تنهایی را بر گریبان خواهم انداخت و به سوی حقیقت پیش خواهم رفت .

امروز گل مهربانیم را ترک خواهم کرد
نوشته شده در یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 1:25 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه هم ميتونه باش
نوشته شده در یکشنبه 13 خرداد1386ساعت 1:19 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

چی بنویسم وقتی چشمام از هجوم گریه خیسه

وقتی هیچ کس نمی تونه گریه هام و بنویسه

چی بنویسم که قلب من تنها مونده

وقتی که به جز یه سایه کسی پیش من نمونده

چی بنویسم وقتی فریاد با سکوت فرقی نداره

وقتی هیچ کس نمی تونه درد عشقم و بفهمه

چی بگم وقتی زندگی جلوه ای نداره

وقتی فریاد من پیش خدا جائی نداره

وقتی که برای بغضم جز شکستن چاره ای نیست

چی بنویسم وقتی چشمام از هجوم گریه خیسه

چی بنویسم وقتی فریاد با سکوت فرقی نداره

.............. چی بنویسم ....چی بنویسم .....چی بنویسم ............
نوشته شده در شنبه 12 خرداد1386ساعت 7:30 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

 
نوشته شده در شنبه 12 خرداد1386ساعت 7:26 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

قلب را تیره مکن رنگ روشن بردار قلب را روشن کن قلب را سبز بکن قلب اگر سبز شود گل عشقی که در ان می روید به چه زیبا چه معطر خوشبوست عطر ان جان تو را تازه کند و تو سرمست شوی از بوی دلاویز و خوشش به کنار گل عشق غنچه ای می شکفد غنچه اش همچو لب یار وفادار خموش و زیباست.
نوشته شده در شنبه 12 خرداد1386ساعت 2:7 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

از کی  بنویسم برای کی  بنویسم؟
نوشته شده در جمعه 11 خرداد1386ساعت 7:59 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

 

 هر كسي يه روزي مياد يه روزي ميره، يكي با دلش ميره، يكي با پاهاش، ولي مواظب باش كسي با پاهاي خودش از دلت نره

 

نوشته شده در جمعه 11 خرداد1386ساعت 7:36 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |



myspace layouts, myspace codes, glitter graphics
نوشته شده در پنجشنبه 10 خرداد1386ساعت 2:59 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 7:45 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

 
نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 7:43 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 7:42 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

ناتوان گذشته ام زکوچه ها-نیمه جان رسیده ام به نیمه راه- چون کلاغ خسته ای در این غروب- میبرم به اشیان خود پناه- در گریز از این زمان بی گذشت – در فغان از این ملال بی زوال- رانده از بهشت عشق وارزو- میروم زدیده ها نهان شوم- میروم که گریه در نهان کنم- یا مرا جدایی تو می کشد –یا تو را دوباره مهربان کنم.این زمان نشسته بی تو با خدا – انکه با تو بود و با خدا نبود – میکند هوای گریه های تلخ- انکه خنده از لبش جدا نبود- بی تو من کجا روم؟ کجا روم؟ هستی من از تو مانده است
نوشته شده در چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 7:40 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

اي نكويان كه در اين دنياييد

يا از اين بعد به دنيا آييد

اين كه خفته است در اين خاك منم

ايرجم ايرج شيرين سخنم

مدفن عشق جهان است اينجا

يك جهان عشق نهان است اينجا

عاشقي بوده به دنيا فن من

مدفن عشق بود مدفن من

آنچه از مال جهان هستي بود

صرف عيش طرب و مستي بود

هر كه را روي خوش و خوي نكوست

مرده و زنده من عاشق اوست

من همانم كه در ايام حيات

بي شما صرف نكردم اوقات

تا مرا روح و روان در تن بود

شوق ديدار شما در من بود

بعد چون رخت ز دنيا بستم

باز در راه شما بنشستم

گرچه امروز به خاكم ماواست

چشم من باز به دنبال شماست

بنشينيد بر اين خاك دمي

بگذاريد به خاكم قدمي

گاهي از من به سخن ياد كنيد

در دل خاك دلم شاد كنيد

 

نوشته شده در سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 3:10 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

وقتي بارون نگاهت رو به نگاهم ريختي؛‌دلم زنده شد. وقتي با دلت قدم به دلم گذاشتي؛ زلزله‌ي شديدي رو توي دلم حس كردم . وقتي اومدي؛ تموم تنهاييهام رو با خودت بردي. از همون اول مي دونستم اومدي كه توي قلبم بموني..... براي هميشه پس اي نازنين ! ‌اي تنها مونس ! اي عشق : بمون تا بتونم بمونم
نوشته شده در سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 3:7 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |


Design By : Night Skin