تبليغاتX
1ستاره به نام سها


1ستاره به نام سها

سها

 

 زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است.

 

نوشته شده در جمعه 13 مهر1386ساعت 11:45 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

 زيباترين عكسها در اتاقهاي تاريك ظاهر ميشن ! پس هر وقت تو قسمت تاريك زندگيت واقع شدي .. بدون كه خدا مي خواد 1 تصوير زيبا ازت بسازه

 

نوشته شده در جمعه 13 مهر1386ساعت 11:45 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

 به او بگوييد دوستش دارم به او که قلبش به وسعت درياييست که قايق کوچک دل من در آن غرق شده . به او که مرا از اين زمين خاکي به سرزمين نور و شعر و ترانه برد . و چشمهايم را به دنيايي پر از زيبايي باز کرد
نوشته شده در پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

گر کسي را دوست داشته باشي

 

نمي توني توي چشم هاي اون زل بزني

 

نمي توني دوريش را تحمل کني

 

نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري

 

نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري

 

 

 

واسه همينه که عاشق ها

 

 


ديوونه ميشن

نوشته شده در پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!! شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!! ولي تو اونو نميبيني؟؟ شايدم هيچ وقت نبيني
نوشته شده در پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

 

 

 

: معبود یگانه ام !

 

با خودم فکر می کردم در این شب های عزیز ، بعد از دعا برای همه و همه ، برای خودم چی بخوام ازت

 

چی بخوام که همه چیز خواسته باشم

 

از بزرگی چون تو ، حاجت های ناچیز خواستن روا نیست

 

عزیز دلم !

 

از تو هیچ چیز غیر از تو نمی خوام ، چرا که تنها تو شایسته ی عشق ورزیدن و خواستن و ستودنی

 

خدای نازنینم دوستت دارم .............. دوست داشتنی چون خودت بی نظیر

 

 

: وقتي صداي خرد شدنت زير پاي عابران ، قشنگ ترين صداي پاييز است

 

ديگر چه فرق مي کند  که

 

                           برگ سبز کدام درخت بودي . . .

 

 

 

 

: براي هديه كردن محبت ' يك دل ساده و صميمي كافي است ' تا ازدريچه ي يك نگاه پر مهر عشق را بتاباند و مهر را هديه كند.

 

محبت آنقدر نافذ است كه تمام فصل سرماي ياس و نا اميدي را در چشم بر هم زدني بهار كند.

 

عشق يكي از زيباترين معجزه هاي خلقت است كه هر جا رد پا و اثري از آن به جا مانده تفاوتي درخشان و ستودني ' چشم گير است.

 

محبت همان جادوي بي نظيري است كه روح تشنه و سر گردان بشر را سيراب مي كند و لذتي در عشق ورزيدن هست كه در طلب آن نيست.

 

بيا بي قيد و شرط  عشق ببخشيم تا از انعكاسش '

: همه انسانها با همه احساس امنيتي كه به ظاهر دارند. به هم نيازمندند

بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره

بدترين درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داري نرسي

بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه

بدترين درد اينم نيست كه عاشق يكي باشي و اون ندونه

بدترين درد اين است يكي بميره . بعد از مرگش بفهمي كه دوستت داشته

ای که دور از من و یاد منی....با خبر باش که دنیای منی

شادیت شادی من...غصه ات غصه ی من

قلب من خانه تو...خانه ات قبله ی من

نوشته شده در چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 11:47 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در سه شنبه 10 مهر1386ساعت 3:32 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در سه شنبه 10 مهر1386ساعت 3:32 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

این روزا جوونا پیر شدن همه از جون خودشون سیر شدن. ظاهر همه داره می خنده ولی تو دلشون اسیرن. اون که نداره داره می ناله اونم که داره باز داره می ناله.تابدونی تو پرواز قیچی میکنن هر دو بالت رو.این روزا نون تو دوروغه حرف راست کشکه و دوغه.تو چشمایه دنیای خورشیده ولی حیف دل بی فروغه.یکی تاغرغره سیره یکی به یه لقمه گیره. یکی تو پیری پر شوره یکی تو جوونی پیره.عدهای مست وصالن عدهای غرق خیالن.عدهای اون بالا بالا عدهای تو قعرع چاره.به یه عده عشق حرومه یه عده پاک وطاهر.قهقه همه بلنده ولی باور کن به ظاهر.مگه نمیگن این دنیا خوبه ما که خوبیش رو ندیدیم. مگه نمیگن مهربونه ولا ما مهربونیش هم ندیدیم. مگه نمیگن دل واسه عشقه پس واسه چی محکومش میکنن.مگه نمیگن سرنوشت پس واسه چی مظلومش میکنن.قاعده دنیا عوض شده دیگه یک با یک نمیشه دوتا.اون که چشم به راهی داره گوش بده به درد چاره اش.این روزا جواب خوبی خنجر کینه است و بس.عاشقی این روزا زیاده ولی از روی هوس. اگه دنیا رو خوب ببینی خوب میشه لحظه هاش.هرکسی حرف میزنه خودش قبول نداره حرفاشو.مگه نمیگن دلخوشی میاد وقتی رازی باشی .ولا ما راضی شدیم و هیچی ندیدیم جز ناخوشی.مگه نمیگن دو تا دوست از دوتا برادر بهترن.دوست که سهله دوتا برادر سر پول سر می برن هر چی به ما گفتن تو بچگی همه قصه شدرنج دنیا همه بد و خوب.کسی حالی نداره که دردای دلشو بگه.جوونا همه بی ارزو.ارزو دارن هر چه زودتر از این دنیا برن.مگه نمیگن دنیا خوبه ما که خوبیش رو ندیدیم. مگه نمیگن این دنیا مهربونه

والا ما مهربونیش هم ندیدیم.
نوشته شده در سه شنبه 10 مهر1386ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

 

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً 

 

نوشته شده در سه شنبه 10 مهر1386ساعت 10:33 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

 

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست \×/ ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

 

نوشته شده در سه شنبه 10 مهر1386ساعت 10:30 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

 

 گفتم به گل زرد چرا رنگ منی افسرده و دلتنگ چرا مثل منی من عاشق اویم که رنگم شده زرد تو عاشق کیستی که هم رنگ منی

 

نوشته شده در سه شنبه 10 مهر1386ساعت 10:27 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

 

شهادت حضرت علی (ع) به همه دوستدارانشان تسلیت میگم و التماس دعا دارم از همه دوستان

نوشته شده در دوشنبه 9 مهر1386ساعت 12:39 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

سرنوشت ننوشت گر نوشت بد نوشت اما باور كن نميتوان سرنوشت را از سر نوشت
نوشته شده در دوشنبه 9 مهر1386ساعت 12:31 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

: مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم
نوشته شده در دوشنبه 9 مهر1386ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

 

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد: در بهاري روشن از امواج نور در زمستاني غبار آلود و دور يا خزاني خالي از فرياد و شور مرگ من روزي فرا خواهد رسيد: روزي از اين تلخ و شيرين روز ها روز پوچي همچو روزان دگر سايه اي ز امروز ها ديروز ها

 

نوشته شده در دوشنبه 9 مهر1386ساعت 12:28 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت 12:1 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

رویاهای من قریه ایست قدیمی
تو مشتی سایه اما صمیمی


قریه من به جای فولاد
چشمه رو می پرستید چشمه رو می پرستید

قریه من خوب و صمیمی
دلچسب و زیبا    شعری قدیمی


اما دستی زرد آمد ز دوزخ
آتش زد بر این قریه من
با مشتی فولاد چشمه رو دزدید
بردش به سایه دادش به خورشید


قریه من رویای من بود***
***اون چشمه خوب دنیای من بود

نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت 11:54 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

،تنهایی من
.تنها چیزی که مالک حقیقی همه ی آن هستم
.رویا ها و کابوس هایم ، در خاک آن ریشه می دوانند
،و گاهی آنقدر رشد می کنند که دیواره های تنهایی ام را
.به سان ششی ، از انباشت اکسیژن تخیّل ، به مرز انفجار می رسانند
.گاهی همه ی دنیا در این انبساط ، نقطه ی کوچکی می شود
.و قدم های من سنگین تر و سنگین تر می شوند
؛آنقدر سنگین ، که صدای شکستنم
،خواب شفیره ای را در پیله ی خود
.آشفته می سازد
نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت 11:48 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

اجازه هست بشم فدات؟ اجازه هست تو شعر من اثر بزاره خنده هات؟ شب که میادیواش یواش با چشمک ستاره هاش,اجازه هست ازآسمون ستاره کش برم برات؟ اجازه هست بیای پیشم یه کم بگم دوست دارم ؟تو هم بگی دوسم داری؟ بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد و بی کسی بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بزارم؟ اجازه هست خیال کنم تا آخرش مال منی؟
نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت 11:44 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

هي فلاني...؟ مي داني؟.. مي گويند رسم زندگي چنين است!! مي آيند...مي مانند.. عادتت مي دهند..و مي روند..و تو در خود مي ماني.. و تو تنها مي ماني.. راستي نگفتي؟ رسم تو نيز چنين است؟ مثل همه ي فلاني ها!

نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت 11:43 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

از آدم هایی که در پس نگاه سردشان  با لبخندی گرم

فریبت می دهند...

دلم می گیرد از خورشیدی که گرم نمی کند

و نوری که تاریکی می دهد...

ازکلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند

دلم می گیرد ...

از سردی چندش آور دستی که دستت را می فشارد


و نگاهی که به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند...

از دوستی که برایت

هدیه

دو بال برای پریدن می آورد

و بعد

پرواز را با منفور ترین کلمات دنیا معنی می کند...

گاهی حتی

از خودم هم دلم می گیرد

نوشته شده در یکشنبه 8 مهر1386ساعت 11:30 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |


Design By : Night Skin