1ستاره به نام سها
سها
دلتنگی
و گاهی نیز هوایش ابری میشود..... هوای خانه چه دل گیر میشود گاهی از این زمانه دلم سیر می شود گاهی عقاب تیز پز دشت های استغنا اسیر پنجه تقدیر می شود گاهی صدای زمزمه عاشقانه آزادی فغان و ناله شب گیر می شود گاهی نگاه مردم بیگانه در دل غربت به چشم خسته من تیر می شود گاهی مبرز موی سپیدم گمان به عمر دراز جوان ز حادثه ای پیر می شود گاهی بگو اگر چه به جایی نمی رسد فریاد کلام حق دم شمشیر می شود گاهی بگیر دست مرا آشنای درد بگیر مگو چنین و چنان دیر می شود گاهی به سوی خویش مرا می کشد چه خون و چه خاک محبت است که زنجیر می شود گاهی سبــــز باشید. میشه به جورابت كه بوی گربه مرده گرفته بخندی... میشه به دوستت كه صبحانه كنسرو تن ماهی رو با چایی شیرین میخوره بخندی... میشه به گیلاس هایی كه با كرم خوردیشون بخندی... میشه به اس ام اس های بی نمك نصفه شب بخندی... میشه به گم كردن دفترچه تلفنت بخندی... میشه به التماس كردنهای شب امتحان به درگاه باری تعالی بخندی... میشه به تقلبهایی كه دوستت تو خودكارش جاسازی كرده بخندی... میشه به استادتون كه سر جلسه امتحان دكمه های پیراهنش رو بالا پایین بسته بخندی... میشه به خنده های دوستت كه بیشتر شبیه صدای استارت ژیان میمونه بخندی... میشه به رنگ لباس دوستت كه رنگ هندونه ی نرسید ه است بخندی... میشه به تبلیغات تبرک و حمید بخندی... میشه به قبض تلفنی كه بابا گفته این بار دیگه پرداخت نمیكنم بخندی... میشه به پل عابری كه هیچ كس حتی از كنارش رد هم نمیشه بخندی... میشه به عاجز(!)بانك هایی كه همیشه خدا خراب هستند بخندی... میشه به تب فوتبال این روزها بخندی... میشه به گلهایی كه از اجنبی ها خوردیم بخندی... میشه به زهر چشمی كه با یك لگد از فیگو گرفتند بخندی... میشه به تیكه های عادل فردوسی پور بخندی... میشه به سه نقطه های همیشگی آخر جمله هات بخندی... میشه به علامتهای معصوم تعجب بخندی... میشه به لبخند مونالیزا بخندی... میشه به افكار تارعنكبوت بسته ات بخندی... میشه به صدای جوجه گنجشكهایی كه موقع سرگیجه گرفتنهات به سراغت میان بخندی... میشه به سوسكی كه تو ذهنت لونه كرده بخندی... میشه به موریانه ای كه داره هر روز یه تیكه از معصومیت رو میجوه بخندی... میشه به پیامــهای من هم بخندی... ...
هرچند ز دوريت بميرم
ويران شده باغ آرزويم
اقبال منست و مي پذيرم
گرديد هدف وصال رويت
بر سنگِ دلت نشست تيرم
من لايق عشقِ تو نبودم
در عشق اگرچه بي نظيرم
از عشقِ تو من گذشتم اينک
باور بکن اينکه ناگزيرم
گر طالعِ من سياه و شوم است
شادم که منور است ضميرم
برخيز و برو پي درخشش
خورشيد تويي، تو دلپذيرم
سرمايه زندگي "سها" باخت
سلطاني و من دگر فقيرم
اگه راستش رو بخوای
دیگه این دل ، دل نیست !
! نه دیگه دیر شده بود
همه چی گم شه بود !
نه دیگه چاره نبود
دیگه هیچ راهی نبود !
جا زدم درست همون جا که نباید می زدم
تا همون جا که نبا یستی می رفتم رفتم !
یکی پرسید چی شده ؟
زیر لب گفتم عزیز !
حالم اصلا" خوش نیست !
اگه راستش رو بخوای
دیگه این دل ، دل نیست !
امروز چت.
فردا کافی شاپ.
و روز بعد رد و بدل شماره.
روز بدتر تماس های عاشقانه گاه و بی گاه وحتی تا پاسی از شب و قرارهای عاشقانه و ....
و ناگهان این نطفه که در حال تولد بود سقط می شود چون از اول همه چیز دروغ بود و یا شاید هم راست ، ولی خوب گیر شازده پسر یه هوری دیگه اومده و یا شاید هم گیر شازده دختر یه شوالیه بهتر و زیباتر (بهتر بلد خرج کنه پولدار تر و شاید هم زیباتر ). اما در هر صورت اونی که این نطفه دروغ رو باور داشته می شکنه و می میره و نابود می شه .
و سرانجام عشق اینترنتی می شه ....... (خود تو بهتر می دونی تا من )
هر روز شاهد هزاران ویا شاید بهترست بگویم میلیونها عشق اینترنتی هستیم که بیش از 99 درصد این عشقها به سیاهی ختم می شوند چون دنیای چت یعنی دروغ و عشق چتی یعنی سر آغاز دست انداختن یک نفر توسط شخصی دیگر.

تا فراموش كنم قصه شیدایی را
تا بیامیزم با رنگ هوس
واپسین لحظه تنهایی را
من ترا بوسیدم
بهر تو از ره دور
ارمغان دگری آوردم
مخمل نرم نوازشها را
بر لب گرم تو جاری كردم
بیگناهم به خدا خنده و دعوت و اغوا از توست
ای سراپا تردید
موجم و دامن دریا از توست
آتشم وای مكن خاموشم
ای سرا پا تردید
ای امید گذران!!!مرو از آغوشم...


| Design By : Night Skin |




