تبليغاتX
1ستاره به نام سها


1ستاره به نام سها

سها

 

  قشنگ كوچك

 

گفت: كسی دوستم ندارد . می دانی چقدر سخت است اینكه كسی دوستت نداشته باشد ؟ تو برای دوست داشتن بود كه جهان را ساختی . حتی تو هم بدون دوست داشتن ... !

خدا هیچ نگفت .

گفت به پاهایم نگاه كن ! ببین چقدر چندش آور است . چشم ها را آزار می دهم . دنیا را كثیف می كنم .

آدم هایت از من می ترسند . مرا می كشند برای اینكه زشتم . زشتی جرم من است .

خدا هیچ نگفت .

گفت این دنیا فقط مال قشنگ هاست . مال گلها و پروانه ها ، مال قاصدك ها ، مال من نیست .

 

خدا گفت چرا مال تو هم هست .

 

دوست داشتن یك گل ، دوست داشتن یك پروانه یا قاصدك كار چندان سختی نیست . اما دوست داشتن یك سوسك ، دوست داشتن تو كاری دشوار است .

دوست داشتن كاری است آموختنی ؛ و همه رنج اموختن را نمی برند.

ببخش كسی را كه تو را دوست ندارد . زیرا كه هنوز مؤمن نیست .

زیرا كه هنوز دوست داشتن را نیاموخته .او ابتدای راه است .

 

مؤمن دوست دارد . همه را دوست دارد . زیرا همه از من است . و من زیبایم .

من زیبائیم ، چشم های مؤمن جز زیبا نمی بینند . زشتی در چشم هاست . در این دایره هرچه كه هست ، نیكوست . آن كه بین افریده های من خط كشید ، شیطان بود . شیطان مسئول فاصله هاست .

حالا قشنگ كوچكم ! نزدیكتر بیا و غمگین نباش .

قشنگ كوچك حرفی نزد و دیگر هیچگاه نیندیشید كه نازیباست .

نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387ساعت 6:21 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

به حباب نگران لب یک رود قسم و به كوتاهی آن لحظه شادی كه گذشت

غصه هم خواهد رفت

آنچنانی كه فقط خاطره ای خواهد ماند

لحظه ها عریانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز

تو به آیینه، نه، آیینه به تو خیره شده ست

تو اگر خنده كنی او به تو خواهد خندید

و اگر بغض كنی آه از آیینه دنیا كه چه ها خواهد كرد...
نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387ساعت 6:16 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

زندگی رسم خوشایندی است
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و توبرود
زندگی جذبه دستی است که می چیند.
زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است
زندگی بعد درخت است به چشم حشره.
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است.
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجردارد.
زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد.
زندگی "مجذور "اینه است.
زندگی گل به "توان"ابدیت
زندگی "ضرب " زمین در ضربان دل ما
زندگی "هندسه"ساده و یکسان نفسهاست.
نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387ساعت 6:15 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |

همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد
نوشته شده در جمعه 3 آبان1387ساعت 11:43 قبل از ظهر توسط س.ه.ا| |

پاييز بود كه من در خيال تو پرستو شدم كوچه هنوز بوي نگاه ميداد بوي تن هاي خيس بوي قدم هاي آشنا و شيرواني ها يكريز ميخواندند ترانه ي پاييز را و من در خيال تو پرستو ميشدم
نوشته شده در چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 9:2 بعد از ظهر توسط س.ه.ا| |


Design By : Night Skin